RSS

بایگانی ماهانه: مه 2013

حکایت هیولایی که مرده است

پس از انقلاب سال 57 که سرشار از صداقت بود و حماقت ،هیولایی زاده شد که نظام جمهوری اسلامی نام گرفت. این هیولا از همان روزهای نخست بدنیا آمدنش شروع به دست و پا زدن برای حفظ خود کرد و به هر طرف که چرخید دستی و سری از تن جدا کرد. ملتی که به پا خواسته بود تا آزادی به کف آرد ،از صداقت و حماقت هیولایی ساخت که تا آن روز کس ندیده بود. اجزای نا همگونی که دست و پا و سر و دیگر ارگانها را می ساخت ناهمگون و گاهی متضاد که در یک حادثه تاریخی به هم پیوسته و این نظام هیولایی را شکل داده بودند. هیولا همانطور که بر عمرش افزوده می شد همه آنهایی را که برای بوجود آوردنش تلاش کرده بودند تکه پاره می کرد و می بلعید و نعره می کشید.چنان سرمست غرور و حماقت بود که در نمیافت شاخی که بر آن نشسته است را نباید برید. مردم خسته و ناباور از هیولایی که از شیشه برون کرده بودند و دیگر به درون باز نمی گشت سر به دیوار می کوفتند و فغان به آسمان می بردند.تا اینکه اصلاحطلبان از راه رسیدند.کسانی که زمانی خود چشم و گوش هیولا بودند دریافتند که اینگونه که پیش رود نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان
اما مگر آسان است چنین موجودی را اصلاح کرد. هیولایی که قرار بود مهد مهر اسلامی شود در گیر و دار اصلاحات انسانهای بی گناهی را سینه درید و سر از تن جدا کرد. اصلاح طلبان گفتند نه نظام ذاتش خوب است ولی عقلش کم است. نشستند و با هیولا شطرنج بازی کردند تا انتخابات 88 هیولا که داشت همه چیز را می باخت زد زیر بازی و همه چیز را به هم زد. باز بی گناهان در خون غلطیدند. اما این بار هیولا شیشه عمرش شکست و نظام در مقابل چشم دوست و دشمن پشم و پیلش ریخت.سپاهی و بسیجی معتقد از گردش پرا کنده شدند و رهایش کردند و اصلاحطلبان امید از اصلاح این زشت روی و تند خوی بریدند. هیولایی که سی و اندی پیش زاده شده بود در چشم و دل آفرینندگانش مرد. دستش اگر تکان می خورد، سرش اگر می جنبد هنوز به قدرت الهی نیست بل به قدرت ریسمانهایی است که در دست گماردگان سپاهی و مزدوران بسیجی است. همانهایی که در نخستین روز حادثه جسد هیولا را زمین می گذارند و فرار می کنند. قدرت آنها از نیروی اعتقاد نیست. قدرت آنها قدرت دلارهای نفتی است. سرداران بی اعتقاد و بسیجیان دلار به همراهی رهبری همنشین دوستان خوب و ذغال جکسون دست به هم داده اند تا کشوری را از هم بدرند و عارت کنند. Snap_2013.05.11_23h25m46s_001

Advertisements
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 11 مه 2013 در دسته‌بندی نشده

 

برچسب‌ها: , , , , , , , , , ,

نظام بر آمده از انقلاب سال 1357 مرده است

در انتخابات پیش رو گشایشی در کار نیست، زیرا نظام بر آمده از انقلاب سال 1357 مرده است. آری نظام مرده است و نظامیان جنازه را بر دوش گرفته و دوره می چرخانند و گاه دست جنازه را تکانی میدهند و سرش را می جنبانند. سر نظام آقای خامنه ای است، سری که هنوز می جنبد ولی به مرگ مغزی دچار شده است. کسانی که مرده را بر دوش گرفته اند می دانند که انتخابات آزاد به معنی مراسم دفن و کفن برای نظام است. هیچ چیز از آن خیزش بزرگ مردمی بر جای نمانده است. بالها افتاده و کمر تا نیمه خم گشته است. نظامی که مدعی رهبری جهان بودبه حضیض آمده است.
نظامی که قرار بود عدل را در جهان بگستراند، نظام دزدی های کلان شده است .نظام دروغهای بزرگ ، نظام مغزهای کوچک
نظام مرده است، جنازه را تا نگندیده است زمین بگذارید و در خاک کنید.مردم ما خواهان تغییرند و چهره کشور تغییر خواهد کرد. دست از حماقت و لجاجت بردارید خود را رهانیده اید و بر ندارید همراه جنازه به عدم پیوسته اید.
2913_219

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 9 مه 2013 در دسته‌بندی نشده

 

آیاهاشمی جام زهر ماست که به ناچار باید سر کشید ؟

آیاهاشمی جام زهر ماست که به ناچار باید سر کشید ؟
138287052
واقعن نمی دانم.این پرسش و شاید کابوس من است. هاشمی را با میکونوس بیشتر به یاد میاورم تا با اصلاحات.می دانم که مخالف نظرات خامنه ای است و برای مخالفت با خامنه ای تنها راهی که می ماند رای به هاشمی است. ولی آیا …..؟
نمی خواهم کسی هاشمی را به من معرفی کند. آنقدر احمق نیستم که او را نشناسم. چگونه می توانم مخالفت خود را با چنین انتصاباتی که مسئول نخست آن خامنه ای است با صدای بلند اعلام کنم؟تحریم کنم؟ فایده اش چیست؟ نگویید که مشرعیت نظام را تحریم زیر سئوال می برد. این نظام از نظر من مرده است و مشروعیت ندارد. چگونه باید از این سیاه چاله بیرون آمد؟ چه باید کرد؟

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 8 مه 2013 در دسته‌بندی نشده