RSS

چرا نمی توانیم با طرفداران سلطنت در یک جبهه متحد شویم

03 اوت

گفتگو با بهروز خلیق مسئول هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان
فدائیان خلق ایران (اکثریت) -بخش اول

شما در پاسخ سئوال اول گفته اید: «سازمان ما با مدافعین رژیم ولایت و سلطنت مرز
دارد»
این سخن، تفسیر به رأی همان فاکتیست که شما در مقدمه، از سند سیاسی کنگره
١٢ سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) آورده اید. شما بر اساس کدام تجربه عملی در
نیم قرن اخیر سکولار دمکرات ها را به جمهوری خواه و سلطنت طلب و یا دین باور تقسیم
می کنید؟ آیا صرف باور داشتن به هر کدام از این نحله ها، بیانگر دیکتاتور یا دمکرات
بودن شخص و اشخاص و احزاب خواهد بود؟ اگر پاسخ شما منفی است، پس چگونه شما بر اساس
یک فرمول ساده، طرفداران سلطنت را در کنار طرفداران ولایت فقیه نشانده اید؟ در ثانی
هر گردی که گردو نیست و هر سلطنتی که سلطنت مطلقه نیست، همانطور که هر دین باوری
طرفدار ولایت مطلقه فقیه نیست!

مرزبندی با سلطنت طلبان «تفسیر به رای» کنگره دوازدهم سازمان نیست، بلکه مبنای
برخورد ما، مصوبات کنگره های قبلی به ویژه کنگره دهم است. اعلام موضع نسبت به نیروی
طرفدار ولایت و سلطنت، یکسان انگاشتن آن ها نیست. بین آن ها هم تمایزات جدی وجود
دارد و هم اشتراکات جدی. از جمله اشتراک در اقتدارگرائی آن هاست. در مورد سکولار
دمکرات ها، در گفتگوی قبلی چنین تقسیم بندی که شما اشاره کردید، صورت نگرفته است.

شما نوشتید «هر سلطنتی که سلطنت مطلقه نیست». طبعا این گونه است. اما سلطنت در
ایران ربطی به سلطنت در سوئد، اسپانیا، انگلیس…. ندارد. اگر در این کشورها سلطنت
ماند و دمکراسی در این کشورها استقرار پیدا کرد، دلایل متعددی داشت. از جمله وجود
زمینه نسبی آزادی برای فعالیت احزاب و تشکل ها. سلطنت در این کشورها در مقابل خواست
مردم مقاومت ننمود و به یک سیستم مشروطه گذر کرد. در ایران سلطنت همواره خودکامه
بوده است. سلطنت در ایران در مقابل خواست مردم ایستاد و سرنگون شد. شواهد و دلایل
قوی وجود ندارد ثابت کند که اگر سلطنت دوباره به ایران برگردد، خودکامه نخواهد بود.
نیروی سلطنت اقتدارگرا است و اقتدارگرائی در بین آن ها ریشه دار است. نیروی سلطنت
طی سه دهه  تغییر نکرده و تغییرات در آن بخش از سلطنت طلبان که به مشروطه طلبان
مشهور هستند، هنوز درونی نشده است. حزب مشروطه ایران در سایه تلاش های آقای داریوش
همایون گام هائی چند در این زمینه برداشته بود. اما بعد از او، این حزب از آن
پرنسیپ در حال  فاصله گیری است. به عنوان نمونه به سایت حزب مشروطه ایران مراجعه
کنید و مطلبی را که تحت عنوان «سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) اعلام انحلال
کند» (به قلم علی اصغر حقدار) در این سایت درج شده است، بخوانید. آیا می توان چنین
کسانی را که هنوز با زبان بازجویان و با فرهنگ لمپنی سخن می گویند، دمکرات نامید؟
آیا می توان نیروی سلطنت را که به ترور سیاسی مخالفان خود می پردازد، جریان دمکرات
به حساب آورد؟ این افراد که هنوز قدرت را در دست ندارند، امروز با زبان حذف سخن
می گویند، فردا که به قدرت برسند همان کاری را خواهند کرد که در دوره پهلوی ها
انجام دادند. یعنی سرکوب و کشتار مخالفان.
دوره مشروطه خواهی برای محدود کردن
قدرت شاه و گذر به دمکراسی در ایران به سرآمده است. مشروط کردن سلطنت زمانی معنی
دارد که رژیم سلطنتی مطلقه برکشور حاکم باشد و این نیرو بخواهد سلطنت را مشروط کند.
در حالی که در ایران بساط سلطنت برچیده شده است. امروز مشروطه طلبی در عمل به معنی
برگرداندن سلطنت به قدرت است. نفی سلطنت به معنی پذیرش حکومت های استبدادی که عنوان
جمهوری را یدک می کشند، نیست. در این کشورها انتقال قدرت صورت نمی گیرد. در حالیکه
جمهوریت مترادف با دوره ای بودن قدرت است.
آقای رضا پهلوی هنوز خود را «بنا به
قانون»، پادشاه ایران می داند. او در گفتگو با یک روزنامه نگار آلمانی در مورد
سوگند خوردنش در کشور مصر در مراسم بیستمین زادروزش گفته است: «این مراسم در
بیستمین زادروز من برگزار شد. طبق قانون اساسی ما می بایستی به این سن رسیده باشم
تا بتوانم شاه شوم. البته بعد می بایست در مجلس ایران هم سوگند پادشاهی یاد
می کردم. بنابراین می توان گفت که «بنا به قانون» شاه ایرانم.»
اگر آقای
رضاپهلوی به رای مردم اعتقاد داشت، خودش را شاه ایران نمی نامید. او هنوز به موروثی
بودن حکومت باورمند است. آیا می توان با نیروی اقتدارگرا و با رضاپهلوی که خودش را
شاه ایران می داند، وارد همکاری و اتحاد شد؟ آقای رضاپهلوی هنوز جایگاهش را روشن
نکرده است. او از یکسو وارث سلطنت است و خود را شاه ایران می داند و از سوی دیگر
می خواهد رهبر اپوزیسیون باشد.

 

Advertisements
 
2 دیدگاه

نوشته شده توسط در 3 اوت 2012 در دسته‌بندی نشده

 

2 پاسخ به “چرا نمی توانیم با طرفداران سلطنت در یک جبهه متحد شویم

  1. siavash

    4 اوت 2012 at 10:54 ق.ظ.

    یک بار مردم ایران با هزینه سنگین سلطنت زلبی را به زباله دان تاریخ فرستادند حرکت رو به لوست نه رو به عقب ما با هر کسی کهبخواهد بالا تر از ریس جمهوری مقام و منصبی درست کند می ایستیم الته باور کنید اگر جمهوری اسلامی گفته شده ده درصد تا پانزده درصد به گفته تحلیلگران و شواهد در جامعه طرفدار دارد اما سلطنت طلبی شاید به یک درصد هم نرسد ما در خیابان کتک نخوردیم ما انفرادی نکشیدیم که یک نفر بیاید شاه بشه .اصل طرح این موضوع توهین به جامعه ایران است البته همانطور که احمد شاه تا سال 1308 و برادرش تا سال 1321 خود را شاه قانونی می دانست بگذارید اینها هم راحت باشند و در توهم خود زندگی کنند

     
  2. jahangir

    4 اوت 2012 at 6:58 ب.ظ.

    فقط براتون متا سفم

     

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: