RSS

بایگانی ماهانه: اوت 2012

بانگ شبانه بر فراز بامها در شبهای اجلاس عدم تعهد در تهران

به یاد آورید این صدای شماست که خاموش شده است

آی خانم، آیا آقا کجا می روید؟ در شمال خبری نیست، نمایندگان بیشتر کشورهای جهان در تهران تجمع کرده اند.صدایتان به گوش جهان خواهد رسید.

Advertisements
 
3 دیدگاه

نوشته شده توسط در 21 اوت 2012 در دسته‌بندی نشده

 

تبریز؛ حمله نیروهای امنیتی به مراسم یادبود زلزله زدگان

روز ۲۶ مرداد، حوالی ساعت ۲۱ اهالی مردم تبریز در جلوی تالار پارک شاه گلی در مراسمی که برای یادبود و اظهار همدردی با مردم زلزله زده اهر برپا شده بود شرکت نمودند که این مراسم با دخالت نیرو
های امنیتی و بازداشت ۴ نفر بپایان رسید.
ساعت ۹ شب ۲۶ مرداد ماه اهالی تبریز که در جلوی تالار پارک شاه گلی مراسمی تحت عنوان «شمعی برای جانباختگان زلزله» برگزار نموده بودند با یورش نیروهای انتظامی و امنیتی روبرو شدند که طی این حمله ۴ تن از شرکت کنندگان بازداشت شدند.

یک شاهد عینی در این رابطه گفت: با افزایش ازدحام مردم که با روشن کردن شمع یاد جانباختگان زلزله اخیر را گرامی می‌داشتند نیروی‌های انتظامی و امنیتی از ترس شروع تظاهرات با یورش به سوی مردم سعی در پراکنده کردن مردم نمودند و شمعهای که به احترام جانباختگان روشن شده بود را لگد مال نمودند در این بین چهار تن از فعالین حاضر در مراسم را دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال دادند.

این فعالین پلاکاردهایی به مضمون «آذربایجان تسلیت و آذربایجان در حال مرگ است و…..» در دست داشتند همچین ظرفهایی آماده برای گذاشتن شمع که با یورش مامورین امنیتی مواجه شدند.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 18 اوت 2012 در دسته‌بندی نشده

 

بهوش باشیم که آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی مقدمه اعدا م و سختگیری برای تعدادی دیگر نباشد

این هشدار را جدی بگیرید. در همان زمانی که از خبر آزادی زندانیان سیاسی شاد هستیم ، عده ای دیگر در خطر اعدام قرار گرفته اند. من از زندانیان گمنامتر و شهرستانی صحبت می کنم که ممکن است بهای آزادی عده ای دیگر از آنها ستانده شود به این خبر خوب توجه کنید: حبیب الله افشاری زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه در اعتراض به اعمال فشار وزارت اطلاعات بر اعضای خانواده اش از روز گذشته دست به اعتصاب غذای خشک زده است. تا آنجا که در خبرها آمده است ملاقات آقای کروبی با همسرش قطع شده است و همینطور دهها زندانی سیاسی دیگر که ممکن است تحت فشار مضاعف قرار گیرند. مرا ببخشید که این گونه بدبینانه به قضایا نگاه می کنمو احساس خوب آزادی عده ای از عزیزان به همراه احساس ترس برای عده ای دیگر با هم در من وجود دارد که شاید به دلیل عملکرد گذشته باندهای حاکم باشد. امیدوارم که این طور نباشد و همه به ناگاه خوب و زیبا شده اند، امیدوارم

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 16 اوت 2012 در دسته‌بندی نشده

 

چرا اتحاد با سلطنت طلبان در برنامه امروز جمهوریخواهان نیست

گفتگو با بهروز خلیق مسئول هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)بخش دوم
آیا سازمان متبوع شما آمادگی این را دارد که با دیگر نیروهای سرنگونی طلب (جدا از آنان که خواهان حمله نیروهای نظامی کشورهای دیگر به ایران هستند) در زمینه ایجاد «جبهه واحد ضد دیکتاتوری» وارد گفتگو و تعامل سیاسی شود؟ اگر پاسخ مثبت است لطفا ً بفرمائید چگونه؟

سازمان ما از دو دهه قبل گفتگو بین نیروهای سیاسی را پیش کشیده و همواره از آن دفاع کرده است. لذا ما مشکلی برای گفتگو نداریم. اما با سلطنت طلبان، مدافعین دخالت نظامی و نیروئی که برای انجام تحولات سیاسی در کشور بر دخالت کشورهای خارجی تکیه دارد، وارد تعامل سیاسی ـ به معنای همکاری و اتحاد ـ نمی شویم.
«جبهه واحد ضد دیکتاتوری» شعار حزب توده ایران در دوره قبل از انقلاب و در حال حاضر است. ما چنین جبهه ای را مطرح نکردیم. این شعار سلبی و ناظر بر وضعیت امروز است و با فردای طرد استبداد رابطه برقرار نمی کند. به بیان دیگر مشخص نمی کند چه نوع حکومتی را می خواهد جایگزین استبداد کند.
سازمان ما همواره از اتحاد نیروهای جمهوریخواه دمکرات و سکولار دفاع کرده و آن را مقدم شمرده است. ما از انقلاب بهمن و شعار «همه با هم» آقای خمینی که همان مضمون «جبهه واحد ضد دیکتاتوری» را داشت، تجربه بزرگی اندوختیم. شعار «همه با هم» در عمل به معنی آن بود که همه زیر رهبری و اتوریته روحانیت و آقای خمینی قرار گیرند. در آن سال ها، نیروهای سکولار به فردای انقلاب توجه جدی نداشتند. در عمل ائتلاف نیروهای مدرن و سکولار با نیروهای مدافع جمهوری اسلامی به دلایل مختلف از جمله عدم روشنگری به نفع روحانیت و حکومت فقها تمام شد. ما دیگر حاضر به تکرار این تجربه تلخ نیستیم.
جمهوریخواهان و سلطنت طلبان دو برنامه اساسا متفاوت دارند. اگر امروز آندو در نفی استبداد مذهبی همسو هستند ـ نه متحد ـ اما در جنبه اثباتی فاصله زیادی از هم دارند. ما نمی خواهیم شکل حکومت را به امر فرعی و درجه دوم تبدیل کنیم. شکل حکومت در ایران عمیقا با امر دمکراسی و استبداد پیوند خورده است. به باور ما ابتدا باید جمهوریخواهان دمکرات و سکولار متحد شوند و در صورت ضرور با هویت جمهوریخواهی وارد این و یا آن همکاری موردی با دیگر نیروها شوند. کسانی که «جبهه واحد ضد دیکتاتوری»، «اتحاد برای دمکراسی»، «جبهه دمکراسی» و یا «کنگره ملی» را مطرح می کنند، باید جواب دهند که جبهه مورد نظر آن ها، چه نیروهائی را دربر می گیرد؟ آیا شکل حکومت در برنامه اشان مشخص است و یا مسکوت گذاشته شده است؟

در حال حاضر امکان همکاری و اتحاد بین برخی نیروها به جهت نزدیکی و اشتراک در برنامه ای، استراتژی سیاسی و اعتمادهای شکل گرفته وجود دارد. با توجه به این امر، سازمان سیاست تشکیل بلوکهای اتحاد را در حال حاضر امکان پذیر میداند. طبعا در این بلوکها، برخی جریانها مشترک خواهند بود.» آیا ممکن است شفاف تر این موضوع را توضیح دهید، و بیلانی از فعالیت های سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) ارائه نمائید.

ما طی دهه گذشته ابتدا با چهار جریان و بعدا با هشت جریان جمهوریخواه وارد همکاری شدیم. تلاش زیادی برای تداوم همکاری بین نه جریان صورت گرفته است. علیرغم مشکلات، این همکاری تداوم یافته است. کوشش ما این است که برتعدادمان افزوده شود و همکاری ها گسترش بیشتری پیدا کند. شکل گیری چنین اتحادی، نشانگر وجود اشتراکات در برنامه آن ها است. این مجموعه یک بلوک به حساب می آید.
بلوک دیگری از سازمان ما، اتحاد جمهوریخواهان، ملی ـ مذهبی ها، دین باوران معتقد به جدائی دین از حکومت و… می تواند شکل گیرد. در این دو بلوک سازمان ما و اتحاد جمهوریخواهان مشترک هستند و می توانند به عنوان حلقه ارتباطی عمل کنند. طبعا بلوک های دیگری هم می تواند شکل گیرند. سلطنت طلبان می توانند بلوک خودشان را تشکیل دهند. تلاش برای ایجاد تشکل واحد از سلطنت طلبان و جمهوری خواهان زیان بخش است و به افزایش فاصله بین این دو نیرو منجر می شود.

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 4 اوت 2012 در دسته‌بندی نشده

 

چرا نمی توانیم با طرفداران سلطنت در یک جبهه متحد شویم

گفتگو با بهروز خلیق مسئول هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان
فدائیان خلق ایران (اکثریت) -بخش اول

شما در پاسخ سئوال اول گفته اید: «سازمان ما با مدافعین رژیم ولایت و سلطنت مرز
دارد»
این سخن، تفسیر به رأی همان فاکتیست که شما در مقدمه، از سند سیاسی کنگره
١٢ سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) آورده اید. شما بر اساس کدام تجربه عملی در
نیم قرن اخیر سکولار دمکرات ها را به جمهوری خواه و سلطنت طلب و یا دین باور تقسیم
می کنید؟ آیا صرف باور داشتن به هر کدام از این نحله ها، بیانگر دیکتاتور یا دمکرات
بودن شخص و اشخاص و احزاب خواهد بود؟ اگر پاسخ شما منفی است، پس چگونه شما بر اساس
یک فرمول ساده، طرفداران سلطنت را در کنار طرفداران ولایت فقیه نشانده اید؟ در ثانی
هر گردی که گردو نیست و هر سلطنتی که سلطنت مطلقه نیست، همانطور که هر دین باوری
طرفدار ولایت مطلقه فقیه نیست!

مرزبندی با سلطنت طلبان «تفسیر به رای» کنگره دوازدهم سازمان نیست، بلکه مبنای
برخورد ما، مصوبات کنگره های قبلی به ویژه کنگره دهم است. اعلام موضع نسبت به نیروی
طرفدار ولایت و سلطنت، یکسان انگاشتن آن ها نیست. بین آن ها هم تمایزات جدی وجود
دارد و هم اشتراکات جدی. از جمله اشتراک در اقتدارگرائی آن هاست. در مورد سکولار
دمکرات ها، در گفتگوی قبلی چنین تقسیم بندی که شما اشاره کردید، صورت نگرفته است.

شما نوشتید «هر سلطنتی که سلطنت مطلقه نیست». طبعا این گونه است. اما سلطنت در
ایران ربطی به سلطنت در سوئد، اسپانیا، انگلیس…. ندارد. اگر در این کشورها سلطنت
ماند و دمکراسی در این کشورها استقرار پیدا کرد، دلایل متعددی داشت. از جمله وجود
زمینه نسبی آزادی برای فعالیت احزاب و تشکل ها. سلطنت در این کشورها در مقابل خواست
مردم مقاومت ننمود و به یک سیستم مشروطه گذر کرد. در ایران سلطنت همواره خودکامه
بوده است. سلطنت در ایران در مقابل خواست مردم ایستاد و سرنگون شد. شواهد و دلایل
قوی وجود ندارد ثابت کند که اگر سلطنت دوباره به ایران برگردد، خودکامه نخواهد بود.
نیروی سلطنت اقتدارگرا است و اقتدارگرائی در بین آن ها ریشه دار است. نیروی سلطنت
طی سه دهه  تغییر نکرده و تغییرات در آن بخش از سلطنت طلبان که به مشروطه طلبان
مشهور هستند، هنوز درونی نشده است. حزب مشروطه ایران در سایه تلاش های آقای داریوش
همایون گام هائی چند در این زمینه برداشته بود. اما بعد از او، این حزب از آن
پرنسیپ در حال  فاصله گیری است. به عنوان نمونه به سایت حزب مشروطه ایران مراجعه
کنید و مطلبی را که تحت عنوان «سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) اعلام انحلال
کند» (به قلم علی اصغر حقدار) در این سایت درج شده است، بخوانید. آیا می توان چنین
کسانی را که هنوز با زبان بازجویان و با فرهنگ لمپنی سخن می گویند، دمکرات نامید؟
آیا می توان نیروی سلطنت را که به ترور سیاسی مخالفان خود می پردازد، جریان دمکرات
به حساب آورد؟ این افراد که هنوز قدرت را در دست ندارند، امروز با زبان حذف سخن
می گویند، فردا که به قدرت برسند همان کاری را خواهند کرد که در دوره پهلوی ها
انجام دادند. یعنی سرکوب و کشتار مخالفان.
دوره مشروطه خواهی برای محدود کردن
قدرت شاه و گذر به دمکراسی در ایران به سرآمده است. مشروط کردن سلطنت زمانی معنی
دارد که رژیم سلطنتی مطلقه برکشور حاکم باشد و این نیرو بخواهد سلطنت را مشروط کند.
در حالی که در ایران بساط سلطنت برچیده شده است. امروز مشروطه طلبی در عمل به معنی
برگرداندن سلطنت به قدرت است. نفی سلطنت به معنی پذیرش حکومت های استبدادی که عنوان
جمهوری را یدک می کشند، نیست. در این کشورها انتقال قدرت صورت نمی گیرد. در حالیکه
جمهوریت مترادف با دوره ای بودن قدرت است.
آقای رضا پهلوی هنوز خود را «بنا به
قانون»، پادشاه ایران می داند. او در گفتگو با یک روزنامه نگار آلمانی در مورد
سوگند خوردنش در کشور مصر در مراسم بیستمین زادروزش گفته است: «این مراسم در
بیستمین زادروز من برگزار شد. طبق قانون اساسی ما می بایستی به این سن رسیده باشم
تا بتوانم شاه شوم. البته بعد می بایست در مجلس ایران هم سوگند پادشاهی یاد
می کردم. بنابراین می توان گفت که «بنا به قانون» شاه ایرانم.»
اگر آقای
رضاپهلوی به رای مردم اعتقاد داشت، خودش را شاه ایران نمی نامید. او هنوز به موروثی
بودن حکومت باورمند است. آیا می توان با نیروی اقتدارگرا و با رضاپهلوی که خودش را
شاه ایران می داند، وارد همکاری و اتحاد شد؟ آقای رضاپهلوی هنوز جایگاهش را روشن
نکرده است. او از یکسو وارث سلطنت است و خود را شاه ایران می داند و از سوی دیگر
می خواهد رهبر اپوزیسیون باشد.

 

 
2 دیدگاه

نوشته شده توسط در 3 اوت 2012 در دسته‌بندی نشده