RSS

بایگانی ماهانه: مارس 2012

آقای عبدالحسین روح‌الامینی عدالت این نظام را دیدی؟

آقای روح الامینی موضوع این است که فساد به همه زوایای این نظاام رخنه کرده است و از سر تا به پا پوسیده است. هر چه بگندد نمکش می زنند، وای به روزی که بگندد نمک!  نمک و نمکدان گندیده است و همه در جنایت و خیانت و چپاول  شریک شده اند. من به شما که پدر یک شهید جنبش سبز هستید چه بگویم که بی شک خود از زیر و بم این نظام آگاهید. تعجب ما از آن است که چرا همسان نوریزاد و مهدی خزعلی بر ظلمی که بر شما و مردم روا داشته اند نمی شورید.

یکی از آمران قتلگاه کهریزک نه تنها مجازات نشده است بلکه به مقام و مرتبت هم رسیده است. عده ای البته به این مسئله اعتراض دارند ولی آیا این کافیست؟

عدالت را دیدی برادر ……….؟؟؟ مجلس دلش خوش است که می خواهد وزیر رفاه را استیضاح کند. مشکل از وزیر رفاه است؟ اصلآ این بدبخت شکل این حرفهاست که سر خود تصمیم بگیرد؟  مرتضوی چه رازهایی را می داند؟  چه کسی پشت او سالهاست که ایستاده است؟ وقتی که او یکه تاز تعطیلی نشریات بود که هنوز این دولت بر سر کار نبود. پس چه کسی دستش را پشت سرش گذاشته است؟ شما خود به خوبی پاسخها را می دانید و من در عجبم که چرا همچنان سکوت کرده اید.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 18 مارس 2012 در دسته‌بندی نشده

 

سعید امامی خودکشی شد تا راز سید احمد خمینی بر ملا نشود

سعید امامی دهان که به اعتراف باز کرد،دستور حذفش از بیت رهبری داده شد در حالی که اگر در زیر شکنجه دوام می آورد و اعتراف نمی کرد و نامی از آمران نمی آورد چه بسا زنده بود و امروز در حکومت نقشی داشت. مثل بر فرض محسنی اژه ای که از گماشتگان آقای خامنه ای در قوه قضائیه محسوب می شود.

اعتراف به قتل سید احمد خطی بود که عبور از آن خامنه ای را دچار مشکل جدی می کرد و سعید امامی مشخص نیست در چه شرایطی از این خط عبور کرد، زیرا بعید است که خود نمی دانست که جدا از همه جنایاتی که مرتکب شده است،این مسئله ای متفاوت است و بود و نبود خامنه ای و حتی نظام را به لرزه می اندازد. می توان حدث زد که شاید او به این دلیل که تصور چنین برخوردی را از نظامی که سالها به قول خودش مشغول خدمت به آن بود، نداشت. همین می تواند دلیل بریدن و سرخوردگی او را فراهم کرده باشد. در حالتی بحرانی شاید به این فکر افتاد که مسئله کشتن سید احمد را به عنوان تهدیدی طرح کند.

با مرگ سعید امامی پاسخ بسیاری از این سئوالات هم در خاک مدفون شد اما سئوالاتی هستند که امروز می شود پاسخ آنها را از زنده ها خواست. مثل وصیت نامه سید احمد که آقای کروبی پیش از زندانی شدن مدعی شده بود که وصیت نامه را دستکاری کرده اند. آقای کروبی امروز در حصر است و ماموران اجازه صحبت کردن هم به وی نمی دهند.

آیا کس دیگری هست که لب بگشاید؟  سید حسن و یاسر و حسین  خمینی هستند که اطلاعاتی ممکن است داشته باشند آیا آنها با وجود تهدیداتی که در صورت افشاگری جانشان را نشانه خواهد رفت، حاضر هستند که سخن بگویند؟

بسیار ممکن است بگویند برای نظامی که قتلهای زنجیره را سازمان داده است چه فرق می کند، سید احمد هم یکی از آن قربانیان است که چون فرزند خمینی بوده ، همه گیر شده  است.

اما داستان چیز دیگری است. در چنین حالتی دوستان فغلی حکومت به فکر فرو خواهند رفت که نوبت آنها کی فرا می رسد.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 16 مارس 2012 در دسته‌بندی نشده